در  ویژه نامه کیهان فرهنگی که اگر اشتباه نکنم در زمان مسئولیت زنده یاد حسن منتظر قائم منتشر می شد ٬ این غزل حافظ را با  توضیحات استاد ارجمند بهاء الدین خرمشاهی خواندم . این ویژه نامه مربوط به حافظ بود و هر شخصیت و صاحبنظری نکته ای در باره حافظ گفته بود٬ از جمله آقای خرمشاهی که غزلی را که می آورم  درباره حضرت سید الشهدا امام حسین «ع» دانسته بود. بعدها در چندین مجلس روضه خوانی ابا عبدالله ٬ روحانیان خوش ذوق همین غزل را به همین مناسبت خواندند و مجلس را منقلب کردند.

در ایام عزاداری آقا امام حسین «ع» ٬ برای اینکه خیلی از حامد حجتی عقب نمانم که وبلاگ جدید «عطش زار» را راه انداخته است ٬ سعی می کنم چیزی با حال و هوای محرم بنویسم و حالا دومین روز را با لسان الغیب بگذرانیم.

برخی ابیات این غزل ٬ عجیب عاشورایی است مخصوصا آنجاها که به تشنگی  و آب ٬ به کوکب هدایت یا همان سفینه النجات ٬ به سرهای بریده٬ به ولی نشناسان و امام نشناسان و ... اشاره دارد.

البته یک بار نیز که در محضر آیت الله سید احمد نجفی بودیم ٬ ایشان در سخنان خود به طور ظریفی به کلید واژه های حسینی و عاشورایی در بسیاری از غزلهای خواجه اشاره داشتند که فرصت این مطلب٬ مجال اشاره به آن نیست .

 و اما غزل لسان الغیب :

زان یار دلنوازم ٬ شکری است با شکایت

گر نکته دان عشقی٬ بشنو تو این حکایت

بی مزد بود و منت ٬ هر خدمتی که کردم

یا رب مباد کس را ٬ مخدوم بی عنایت

رندان تشنه لب را آبی نمی دهد کس

گویی ولی شناسان ٬ رفتند زین ولایت

در زلف چون کمندش ٬ ای دل مپیچ کانجا

سرها بریده بینی ٬ بی جرم و بی جنایت

چشمت به غمزه ما را خون خورد و می پسندی

جانا روا نباشد ٬ خونریز را حمایت

در این شب سیاهم ٬ گم گشت راه مقصود

از گوشه ای برون آ٬ ای کوکب هدایت

از هر طرف که رفتم ٬ جز وحشتم نیفزود

زنهار از این بیابان ٬ وین راه بی نهایت

ای آفتاب خوبان ! می جوشد اندرونم

یک ساعتم بگنجان ٬ در سایه عنایت

این راه را نهایت ٬ صورت کجا توان بست

کش صد هزار منزل ٬ بیش است در بدایت

هر چند بردی آبم ٬ روی از درت نتابم

جور از حبیب خوشتر٬ کز مدعی رعایت

عشقت رسد به فریاد ٬ گر خود بسان حافظ

قرآن ز بر بخوانی ٬ با چارده روایت

دوشنبه ٢ بهمن ۱۳۸٥ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()